|
اخبار سایت -
آخرین اخبار
|
|
03 ارديبهشت 1387 ساعت 14:14 |
|
نمي دانم كجاي زندگي خطا كردم كه اين چنين بايد تاوانش را دهم
هم زمين در حقم جفا مي كند هم زمان
نمي دانم شكوه به كدامين سو برم نه خانه شنواست نه خيابان
ظلم ، هرآنچه بخواهي در حقم ادعا كرده اند
از دوست و آشنا و غريب ، از . . .
از زمين و زمان شايد حتي ملكوت !
گويا خلقتم از شك و ترديد بود ه است و يا شايد زود آمدم يا دير
نمي دانم دوره برادر كشي وقت آمدنم بود
يا دوره پدرسالاري
و يا امروز
ديوانه سالاري !!!
هرچه بود بخت آشفته و نگون كه امروز آمدم
روز سياهي
روزي كه نه پدر سالاري بود
نه بي ديني
من در دوره تظاهر
در دوره فخر فروشي آمدم
در دوره اي آمدم كه هر چه برايم كردند
و يا خواهند كرد
جز منت نيست
كاش مي توانستم
ناني كه مي خورم بي منت باشد
چون آنچه حاصل شده گويا عجايب برايم مهيا ساخته اند
نه از آمدنم كسي شوقي كرد
و نه از بودنم
و يقين دارم
از رفتنم هم كسي فكر و اندوهي نخواهد داشت
پيرامونم سراسر كبر ، غرور ، فخر است
انسان هاي امروز
ظلم را به شيريني حق اجرا
و حق را به مانند تصورات واهي از خود دور مي دانند
حقيقت امروز اينست :
نه مادر مهر مادري دارد
و نه خواهر لطف همشيرگي
و نه برادر بزرگي
همه در فكر خيانتند
تو محكومي ، فنايي ، نابودي ، خاري
آنچه براي تو مي كنند از روي ترحم است
كاش مي شد در عصرم خودم مي آمدم
عصري كه فخر نبود
عصري كه ظلم نبود
عصري كه اگر به دنيا مي آمدم از حضورم مثل امروز پشيمان نبودم
كاش مي شد كه نباشم يا بروم تا روز دگر / پرستو |